مقاومت بر پاهایی لرزان

DSC_0210

به رسم یک سنت جاری در جمهوری اسلامی، هر سال سیاست های مربوطه در کشور از سوی  رهبر نظام در غالب نام وشعار سال مطرح شده و سیاستمداران و مدیران کشور هم بنابر آن، سیاست ها و برنامه های خود را پایه ریزی می کنند.

این روند سالانه با توجه به نامگذاری و انتخاب آن توسط رهبر نظام، بیان از دغدغه ها و احساس نیازهایی است که از سوی وی به جامعه مدنی، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور منتقل می شود.

با نگاهی به آنچه که تا کنون طی یک دهه گذشته رویداده است، می توان دریافت که در این ده سال گذشته، هشت سال نامگذاری مستقیم اقتصادی را به همراه داشته است.

تکرار 8 سال نامگذاری اقتصادی پیاپی و همچنین تأکید بر واژگانی همچون جهاد، مقاومت، حماسه، همدلی و حمایت، همه از یک نگاه نگران و موضعی دفاعی حکایت دارد که بی شک در حوزه اقتصادی از سوی رهبری و مقامات عالیرتبه کشور وجود داشته است. در هر حال نامگذاری از سوی شخص اول مملکت، بیان از احساس نیاز و ضرورت های موجود دارد.

اینکه رویکرد این مقام بالا به چنین تأکید و تکراری بیانگر موقعیت موجود در برابر دیگر رقباء و دشمنان جمهوری اسلامی و همچنین نوع برخورد با چالش های پیش روی کشور در فضاهای داخلی و خارجی است، اما با اینحال علی رغم تکرار و تأکیدهای مداوم از سوی رهبر، هنوز نه تنها اتفاق مثبتی در اقتصاد کشور رخ نداده است، بلکه تا پیش از آمدن دولت روحانی و تغییراتی در نحوه روبرو شدن با چالش های بین المللی، می توان گفت که اقتصاد ایران در مرز نابودی کامل قرار داشته است، که تاکنون نیز سرعت تحول آن به دلیل میراث سنگین و ویرانی های بزرگی که از سوی دو دولت پیشین بر جار مانده، بسیار اندک و کند به نظر می رسد.

حال دولت حسن روحانی با دقت و توجه بیشتر به نوع برخورد با طرف های خارجی و رفع موانع تا حد امکان

سعی در برطرف کردن و حل مشکلات داشته و تا حدی هم موانع موجود برطرف شده است. اگر چه این تحولات چندان سریع اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد، اما تا کنون بسیاری از مشکلات برطرف و یا در شرف حل

و فصل هستند.

به هر حال، امسال هم برای چندمین بار طی ده سال گذشته، نام گذاری اقتصادی از سوی آیت الله خامنه ای صورت گرفت و با توجه به تجربه گذار سخت از دوران تحریم ها و همچنین انزوای شدید مالی در جهان و دور شدن از بازارهای بزرگ دنیا، چه در زمینه انرژی و چه در بخش های دیگر، احساس ضرورت و توجه به اقتصاد مقاومتی بار دیگر مطرح شده و اینبار با دو واژه دیگر همراه بوده و آنهم “اقدام” و “عمل” که در اصل تأکیدی بیش از پیش به بحث مقاومت را مطرح کرده است.

شاید در حال حاضر آنچه که بیش از پیش احساس نیاز می شود، ایجاد مشوق های اقتصادی و باز گذاشتن دست دولت برای جذب سرمایه گذاری های خارجی در صحنه اقتصادی کشور است.

اما واقعیت امر چیز دیگری را به تصویر می کشد. مخالفت ها و کارشکنی های جناح تندرو و همچنین برخی حملات شدید علیه برجام و تعاملات دستگاه اجرایی سیاست های خارجی ایران و همچنین انتقادات تند رهبری به برخی سیاست ها و یا نظرات دولت، همه و همه در کنار شعار امسال، بیانگر اینست که نه تنها تشویق و تسریعی برای گشایش اقتصادی در برابر دولت و بازار ایران قرار ندارد، بلکه باید زمینه را برای یک برنامه مقاومتی دیگر فراهم کرده و همچنین بسته نگه داشتن فضای اقتصادی کشور را به عنوان یک راهبرد اصلی در نظر گرفت.

شعار اقتصاد مقاومتی آنهم با اولویت اقدام و عمل، نه تنها بد نیست، بلکه می تواند برای اقتصاد کشور ایران مفید فایده بوده و کمی استقلال و پیشرفت را در حوزه اقتصاد و بازرگانی فراهم کند.

اما نکته مهم اینست که برای رسیدن به یک اقتصاد مقاومتی باید ابتداء زمینه بسیاری از مسائل حل شود.

بطور مثال باید:

  • توان تولید در حداکثر ظرفیت های بالقوه و بالفعل خود قرار داشته باشد،
  • حذف برنامه های دست و پاگیر پیشین و رفع موانع موجود مالی از سر راه دولت،
  • کوچک کردن نقش دولت در اقتصاد و خصوصی سازی به معنای واقعی،
  • buy at a low figure tablets without rx

  • برنامه ریزی دقیق و مناسب جهت تطبیق سرعت رشد اقتصادی و همچنین تحولات گسترده در بازار کار، مصرف و تولید کشور ،
  • برنامه ریزی برای جذب نیروی کار موجود و همچنین موج نیروهای فارغ التحصیل و جویای کار در آینده،
  • تحولات گسترده در فرهنگ تولید، کار و مصرف،
  • ایجاد سیستم حمایتی از بخش های مختلف طراحی، تولید، مصرف، نیروی کار،
  • تربیت تخصص و مهارت در سطوح بین المللی و استاندارد جهانی،
  • ایجاد تسهیلات برای بالا بردن ظرفیت های تولید در بخش های مختلف صنعتی و کشاورزی و همچنین بازاریابی های گسترده جهانی برای به دست آوردن مشتری های از دست رفته و حتی جدید،
  • رفع دغدغه های نیروی کار و متخصص کشور جهت افزایش و بالا بردن نتیجه فعالیت کاری آنها،
  • لزوم تغییرات در بخش حقوق و قوانین سرمایه گذاری داخلی و خارجی،
  • لزوم بازنگری در قوانین و مشوق های موجود برای بازسازی و راه اندازی صنایع کوچک و داخلی،
  • ایجاد یک فضای شفاف اقتصادی و جلوگیری از فساد و انحصار طلبی ارگان های مختلف در حوزه اقتصاد کشور،
  • تغییرات در الگوی مصرفی و همچنین نگاه مصرف کننده به تولیدات داخلی و خارجی،
  • رفع موانع موجود در سیاست های خارجی و به خدمت گرفتن سیاست در جهت قدرت گرفتن اقتصاد کشور،
  • جلوگیری از بروز تنش در روابط اقتصادی با کشورهای هم پیمان در حوزه تجارت با ایران به خصوص همسایگان،
  • حذف نفت از محوریت اقتصاد کشور و تکیه بر اقتصاد صنعتی و تکنولوژی تولید در بخش صنعت،
  • گسترش و توسعه صنعت توریسم و جذب گردشگران خارجی،
  • توجه به منابع طبیعی و انرژی موجود در کشور،
  • واردات تکنولوژی به جای کالا،

و …

با اینحال، آنچه از ظواهر امر بر می آید، هیچکدام از زمینه های لازم برای ایجاد یک اقتصاد قوی با توان مقاومتی در کشور فراهم نشده و بدون شک، طرح شعار و دستور یک اقتصاد مقاومتی بدون در نظر گرفتن موارد و کمبودهای فراوان اقتصادی امری تقریباً محال و حتی مشکل ساز خواهد بود.

اگر چه دولت سعی دارد تا برنامه های اقتصادی خود را به مرحله اجراء درآورد، اما طرح این شعار از سوی رهبری نظام هم می تواند به این نکته اشاره داشته باشد که دولت هنوز هم در طرح شعارهای خود و برای رسیدن به اهداف از قبل تعریف شده، موانع بسیاری دارد، چه رسد به طرح اقتصاد مقاومتی!

البته این را هم باید در نظر گرفت که طرح یک شعار ملی، عزم و حرکتی ملی را هم نیاز دارد. اینکه مقام اول کشور خواستار یک حرکت و اقدام عملی برای رسیدن به اقتصاد مقاومتی می شود و در سوی دیگر ماجرا، مجلس و دولت و یا دیگر بخش های مربوطه حاضر به همدلی و همبستگی برای رفع موانع و رسیدن به شعار رهبر خود نیستند، دیگر نمی توان توقع داشت که یک طرح شعار به تنهایی برای اقتصاد کشور راه گشا بوده و مشکلات را رفع نماید.

وقتی بخش های مختلف قدرت در کشور، به محض احساس نیازشان خود وارد عرصه های غیر تخصصی خود شده و دیگر حوزه ها را از دخالت های سرزده بی نصیب نمی گذارند، بدون تردید حوزه اقتصاد هم به مانند دیگر بخش ها تحت تأثیر نیروهای غیر تخصصی بوده و حتی بازار و پول کشور هم از تعرض و تنش آنها در امان نخواهد بود.

نمونه این مسئله، وجود اسکله های غیر مجاز تحت مدیریت بخش های ناشناخته و وابسته به نهادهای قدرت در کشور و همچنین حضور بخش هایی از قدرت های نظامی در امر تجارت، صنعت و امور مالی کشور است که می تواند به خودی خود، برای یک اقتصاد سالم، همچون سمی مهلک

acquire cheat drugs online – http://blog.hypnofantasydownloads.com/2016/11/30/acquire-cheat-drugs-online/ http://www.laviagraes.com/viagra-hipertension

تأثیر گذار باشد.

حال بحث رانت خواری و فساد و همچنین وجود آقازاده ها و شرکت های اقماری وابسته به نهادهای مختلف که هر کدام هم بر اساس یک سنت دیرینه، بخشی از بازار کشور را انحصاراً از آن خود می دانند، مشکل دیگری است که اقتصاد مقاومتی را نه تنها یاری نمی کند، بلکه خود غارت گر اقتصاد کشور است.

در نهایت باید توجه داشت که اقتصاد ایران در پی سیاست های غلط و ویرانگر دو دولت نهم و دهم نه تنها پیشرفت و یا ثباتی نداشته، بلکه به شدت رو به ویرانی گذاشته و با اقتصاد یک کشور جنگ زده چندان تفاوتی ندارد. این در حالیست که با اقتصادی بیمار، رنجور و به شدت تضعیف شده، برنامه ای هم برای مقاومت ریخته خواهد شد، که با توان موجود، شاید به جرأت بتوان گفت که توانی برای سرپا ایستادن نیست، چه برسد به مقاومت!

motilium 200 ml oral suspensionavanafil no brasil

دیدگاه بگذارید

Be the First to Comment!