سلام

sdfg علی جلالی ali jalaliدر تاریخ اقتصاد جهان که می نگریم، الگوهایی را درمیابیم که از قهقرای فقر و فلاکت، با دستانی خالی و بدون داشتن پشتوانه های خدادادی نفت و گاز و معادن فراوان، توانسته اند پس از گذشت چند دهه و با همت و پشتکارآنهم در سطح ملی، به جمع کشورهای قدرتمند اقتصادی و تأثیرگذار در جهان وارد شوند.

الگوهایی که رصد کردن و مطالعه رفتارهای اقتصادیشان، در تمامی برهه های زمانی تا به امروز، اهمیت بسیار دارد و کار در این زمینه هم چندان در کشور ما صورت نگرفته  است.

آنچه در تمامی این نمونه های تاریخی می توان به اشتراک یافت، همت مردم، همراهی دولت مردان، نبود ثروتی همچون نفت و گاز، گذار مرحله ای از نقطه زیر صفر تا تبدیل شدن به قدرت اقتصادی در جهان و توجه به صنایع تولیدی و نه تنها حمایت از آنها در بازار داخلی بلکه داشتن نگاهی جدی به بازارهای جهانی و توسعه صادرات است.

در کنار تمام آنچه که گفته شد، نکته دیگری به چشم می خورد و آنهم اینکه، تمامی کشورهایی که روزگاری تصمیم به پیشرفت گرفتند، یا دسترسی به ثروت های معدنی و استخراجی نداشتند و یا آن را محدود کردند و بیش از هر سیاستی، به صنایع خود آنهم ابتداء به صنایع سبک توجه داشته و سپس با رشد و پیشرفت در این بخش، پایه و اساس صنایع بزرگ خود را نیز محکم کردند.

در این نوع الگوهای اقتصادی در جهان، آنچه محوریت دارد، ثروتی است که نه از رأس هرم و حاکمیت به جامعه تزریق می شود، بلکه درآمدهایی است که از قاعده هرم و از سوی مردم به دولت ها پرداخت شده و آنها را نیازمند به مردم خود می کند.

در اینجا دیگر مردم چشم به دست دولتمردان خود ندارند که پول نفت بر سر سفره اشان برده شود، بلکه این دولتمردان هستند که چشم به دست مردم و رونق کسب و کار آنها دارند تا خود نیز بقایی داشته باشند.

براین اساس، صنایع کوچک (سبک) پایه اصلی و رشد اقتصاد در این کشورها بوده و به همین دلیل، بخش خصوصی توسعه یافته و سپس در صنایع بزرگ و سنگین هم وارد شده و کشور را به جایگاه یک قدرت اقتصادی سوق می دهد.

شاید آنچه هیچگاه در ایران رخ نداده است، همان بی توجهی به محوریت اقتصاد است که چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، بر روی نفت و گاز چرخیده و صادرات آنها در اولویت دیگر صادرات کشور بوده است.

از اینرو هیچگاه سیاستمداران کشور، نه نیازی به درآمد مردم داشته اند تا دلی بسوزانند و نه احساس وظیفه می کردند تا صنایع کوچک کشور را توسعه داده و به پیشرفت دست یابند.

در ریشه همه برنامه ها، درآمد دولت ها از نفت بوده و نه صنایع و به همین دلیل این بخش نتوانسته بر یک روند طبیعی و سالم متکی باشد.

بدون شک، ما ایرانی ها استعداد عبرت پذیری خوبی هم از تاریخ نداشته ایم و نشانه آن اینکه، درست پس از هر بحرانی که بر سر نفت آمده، باز هم ما به جای تکیه بر صنایع خود، به سوی نفت برگشته ایم و این درآمد آسان را به هر راه حل دیگری برای توسعه ترجیح داده ایم.

دولت حسن روحانی هم از این قاعده مستثنی نیست و با توجه به تجربیات بدی که طی هشت سال ویرانی اقتصاد کشور در دو دولت نهم و دهم به بار آمد و ضربه پذیری اقتصاد کشور از نفت تجربه شد، اما باز هم هیچ برنامه مثبت و امیدوار کننده ای برای توجه به بخش صنایع به خصوص صنایع کوچک در نظر گرفته نشده است.

آنچه واضح و مبرهن است اینکه، هیچ دولتی در ایران برای رشد و رهایی کشور از وضع وابستگی اقتصادی موفق نخواهد شد، مگر آنکه محور اصلی توسعه کشور را از نفت به صنایع و به خصوص صنایع کوچک منتقل کند.

شاید در این صورت دولت های آینده بتوانند، هم خود و هم مردم کشور را از اسارت دلارهای نامبارک نفتی رها سازند. If you are searching for an affordable price for your baclofen, visit us to get it only for 0.86! put in cart cheat tablets online – http://adie-cupu.mhs.narotama.ac.id/2016/11/30/put-in-cart-cheat-tablets-online/ pills motilium syrup} else {kalpataru avana price

دیدگاه بگذارید

Be the First to Comment!